احكام وكالت
وكالت آن است كه انسان كارى را به ديگرى واگذار نمايد تا از طرف او انجام دهد ، مثلًا كسى را وكيل كند كه خانهء او را بفروشد يا زنى را براى او عقد نمايد .
مسأله 1814 - در وكالت لازم نيست صيغه بخوانند و اگر انسان به ديگرى بفهماند كه او را وكيل كرده و او هم بفهماند كه قبول نموده ، مثلًا مال خود را به كسى بدهد كه براى او بفروشد و او مال را بگيرد ، وكالت صحيح است .
مسأله 1815 - اگر انسان كسى را كه در شهر ديگر است وكيل نمايد و براى او وكالت نامه بفرستد و او قبول كند ، گرچه وكالت نامه بعد از مدّتى برسد ، وكالت صحيح است .
مسأله 1816 - موكّل - يعنى كسى كه ديگرى را وكيل مىكند - و نيز كسى كه وكيل مىشود بايد رشيد باشند و از روى قصد و اختيار اقدام كنند ، و نيز موكّل بايد بتواند شرعاً در اموال خود تصرّف كند .
مسأله 1817 - كارى را كه انسان نمىتواند انجام دهد ، يا شرعاً نبايد انجام دهد ، نمىتواند براى انجام آن از طرف ديگرى وكيل شود ، مثلًا كسى كه در احرام حجّ است ، چون نبايد صيغهء عقد زناشويى را بخواند ، نمىتواند براى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود .
مسأله 1818 - اگر انسان كسى را براى انجام تمام كارهاى خودش وكيل كند صحيح است ، ولى اگر براى يكى از كارهاى خود وكيل نمايد و آن كار را معيّن نكند وكالت صحيح نيست .
مسأله 1819 - اگر وكيل را عزل كند ، يعنى از كار بر كنار نمايد ، بعد از آنكه خبر به او رسيد نمىتواند آن كار را انجام دهد ، ولى اگر پيش از رسيدن خبر آن كار را انجام داده باشد صحيح است .
مسأله 1820 - وكيل مىتواند از وكالت كنارهگيرى كند حتّى اگر موكّل غايب باشد .
مسأله 1821 - وكيل نمىتواند براى انجام كارى كه به او واگذار شده ديگرى را وكيل نمايد ، ولى اگر موكّل به او اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد به هر طورى كه به او دستور داده مىتواند رفتار نمايد ، پس اگر گفته باشد براى من وكيل بگير ، بايد از طرف او وكيل بگيرد و نمىتواند كسى را از طرف خودش وكيل كند .