انتقاد
نه هر مسلمانى به واقع كلمه ، « مسلمان » و هدفى است و نه هر مسلمان هدفى همواره بدون اشتباه ، در راه هدف و كمال مىباشد ، از طرفى غلبهء عواطف و احساسات را بر ادراكات در افراد معمولى نبايد انكار نمود و در نتيجه هوسها همچون هالهاى ، بسيارى از افراد مكتب را احاطه مىكنند .
رهبر اگر مسامحه كار و سهل انگار باشد تنها به همين مبنى كه : « اشتباه است و مهم نيست » قانع شده و به اين جهت كه معصيت عمدى نبوده است عذرپذير مىشود و كارى به تكامل افراد ندارد . ابوبكر دربارهء عمل قتل و زناى خالد وليد مىگفت : « او اجتهاد كرده و اشتباه كرده است و اهل اجتهاد از اين اشتباهات زياد مىكنند » .
ولى رهبر لايق ضمن روش عذرپذيرى ( كه خود از نظر روانى يكى از راههاى تكامل فرد و اجتماع است ) اعمال افراد را نقاّدى نموده بدون كوچكترين غرضورزى اشتباهاتشان راتذكّر مىدهد تا تدريجا ورزيده شوند و به هدف آشنا گردند . به افراد مىفهماند كه هدف از انتقاد ، خصومت و دشمنى و اهانت و مانند آن نيست بلكه صرفا خدمتى اجتماعى است كه به قصد سازندگى و در مسير تكامل صورت مىگيرد و خود راهى است براى حصول همفكرى و وحدت .
و اين وحدت غير از وحدت عاميانه است كه پيش از نقادى و قبل از