تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مىكشد و حقيقت نورانيش را تبيين مىكند و اين نقشهء دشمن را خنثى مىكند كه با اهانت به او مىخواستند اساس رهبرى الهى را ( كه در اسلام پس از پيامبر از او شروع مىشد ) از وجهه بياندازند و براى هميشه راه را براى اتباع خود باز كنند . روح رهبرى را با روح قانون و پيامبرى پيوند ناگسستنى مىدهد و على و پيامبر صلى الله عليه و آله را از يك ريشه مىداند . بيان مىكند كه اوّلين شرط رهبرى ، زهد در دنيا و قطع علاقه از تجمّلات دنياست . و همهء اين مطالب را از نظر بعد عاطفى طورى در روح اجتماع جايگزين مىسازد و حالت قداست معنوى مىدهد ( چنان كه واقعا نيز همين طور است ) كه خوانندهء دعا در فراق رهبرى واقعى اسلام ، اشك و آه خود را بدرقهء جملات آن مىسازد و « ندبه » و گريه سر مىدهد و سراسر وجودش را تسليم آن حقايق مىسازد . متن دعاى ندبه گواه درستى آن است و احتياج به سند متصل تا امام عليه السلام نيست . اشكالات جزيى از اين قبيل كه چرا « عرجت بروحه » دربارهء پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شده « 1 » و يا به امام زمان عليه السلام خطاب كرده مىگويد : « آيا در كوه رضوى هستى » ؟ و اين موافق اعتقاد آنها كه محمّد حنفيّه را امام موعود مىدانسته‌اند مىباشد و چيزهاى ديگر . . . اينها به نظر اشكالى نمىرسد ، در مطالب صحيح و كتابهاى قطعى نيز نسخه بدل و غلط عبارتى زياد پيدا مىشود « عرجت به » و « عرجت بروحه » هر دو نقل شده است ، و ما چه مىدانيم شايد امام زمان عليه السلام به كوه
هامش
( 1 ) - خداوندا تو روح آن حضرت را معراج بردى .