روشن بينى در ميان افراد حكمفرما بوده است . آن وحدت ابتدايى حتما بايد در مسير كمال از ميان برود و اختلافهايى انسانى از راه انتقاد ، صورت گيرد ، تا با كمك استعدادهاى مختلف انسانى ، روشن بينى نسبى ايجاد شده و وحدت فكرى تحقّق يابد . اين وحدت فكرى و عقلى است ، و آن وحدت تخيّلى ! و ميان اين دو وحدت ، انتقاد فاصله است . فاصلهاى كه با قدرت رهبر تناسب معكوس دارد ! شعار « وحدت ، انتقاد ، وحدت » تبيين كنندهء همين معنى است :
آيات كريمهء قرآن مجيد هر سه مرحله را ذكر فرموده و آن را در سير زمان ، قطعى دانسته است :
« كان الناس امّة واحدة فبعث اللّه النبييّن مبشّرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحقّ ليحكم بين النّاس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الّا الذين اوتوه من بعد ما جائتهم البيّنات بغيا بينهم فهدى اللّه الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم ام حسبتم ان تدخلوا الجنّه و لماّ يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم « 1 »
مردم همه يك ملّت و متّحد بوند ، خداوند پيامبران را به عنوان تشويق و تحديد فرستاد و كتاب حقّ را همراهشان فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه اختلاف دارند حكم نمايد . و تنها كسانى اختلاف كردند كه كتاب را مىدانستند و آگاهانه بيانات ما را داشتند روى ظلم و تعّدى ميان خودشان ! آنگاه خداوند مؤمنين را به حقيقتى كه در آن اختلاف كرده بودند به اذن خود « 2 » هدايت فرمود و خداوند هر كه را بخواهد به راه مستقيم هدايت
هامش
( 1 ) - البقره 213 - / 214 .
( 2 ) - مفسيرين كلمهء « به اذن » را مربوط « يهدى » دانستهاند و من هم به آن روش معنى كردم و احتمال مىدهم كه مربوط به جملهء « اختلفوا » باشد يعنى اين اختلاف جامعه هم به اذن الهى و ناموس آفرينش او به وجود آمد .