بيگانه مىشمارد ، در بحث تشكيك وجود فلسفه همه را از يك حقيقت مىداند . . . آرى همانطور كه در زير بناى فلسفى اسلامى ، آشنايى و وحدت است و حتى ميان انسان ، همه موجودات عالم خويشاوندى و ارتباط مىداند ، و همگان را از يك سنخ حقيقة الوجود ميشمارد ، در دستورات و روش اجتماعيش نيز آشنايى و اخوّت را سفارش مىكند .
چنان كه همهء انسانها را هم از نظرى برادر ميداند و جنگ را براى استكمال عقب افتادهها ميداند و اساسا جنگ با دشمن هم ، در اسلام به هدف صلح جهانى است .
لازم به تذكّر نيست كه اگر اين قوانين را قوانين سياسى اسلام مىخوانيم از اين نظر است كه در مسير تدبير اجتماع و تحقق دادن مكتب اسلام به كار مىرود ، و منظور از كلمه « سياست » هم همين است و پيش از اين ديديم كه علم مسايل سياسى از شرايط امام مىباشد .
حقوق اسلامى همانطور كه مباحث عبادى و معاملاتى دارد مباحث سياسى مهمّى را نيز دارا مىباشد .
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٧٥