حياتبخش اجتماعى از مهمترين قسمتهاى لازم براى پيشبرد مكتب است . « 1 » كارى به اين ندارم كه قانون اخوّت ميان اصحاب به دستور مستقيم خداوند بوده و منظور از آيهء « انّما المؤمنون اخوة » همين معنى بوده است و يا به تدبير و عقل شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله صورت گرفته است كه آن هم با امضاء خداوند همچون وحى مستقيم مىباشد . و به تعبير ديگر ( كه تعبير روايات است ) كارى ندارم كه اين قانون « فرض اللّه » بوده است يا « فرض النبى صلى الله عليه و آله » ، ولى به هر حال مطلبى بس بلند است ، كه هنوز از دسترس عقل جنبشهاى انقلابى و ضد انقلابى دنياى روز خارج است و در اثر دورى از عمق حقوق اسلامى هنوز عظمت اين قانون را درك نكردهاند .
براى تقويت روح برادرى سفارش سلام و مصافحه و معانقه و روبوسى مىشد ، آن هم با محبّت نه تشريفاتى خشك ! همانطور كه زير بناى فلسفى اسلامى هراس و دلهره نيست و بر خلاف برخى فلسفههاى معاصر چون اگزيستانيساليسم كه انسانها و همهء جهان را موجوداتى از هم
هامش
( 1 ) - ملاحظه مىكنيد كه اخوّت اسلامى شامل همهء شؤون بوده اختصاصى به شفاعت و دعا و زيارت ندارد و من به مقدارى كه توفيق تتبع داشتم دليلى نيافتم كه اخوّت اسلامى فايدهاش فقط در اين 3 قسمت باشد . آرى مرحوم نورى در كتاب مستدرك به طور مرسل از يكى از كتابهاى قديمى نقل نموده ، و مرحوم فيض كاشانى نيز در خلاصة الأذكار چنين فرموده است كه : « خوب است مؤمنين در روز غدير با يكديگر پيمان برادرى ببندند و سپس همهء حقوق برادرى را ساقط كنند و تنها سه حق را نگهدارند . شفاعت و دعا و زيارت » و همين مطلب را مرحوم محّدث قمى در مفاتيح ذكر كرده است . ليكن در روايات ، دليلى بر محدوديت پيدا نكرديم .