همه جاست و از رگ گردن به ما نزديكتر است . « 1 » ولى آنهايى كه خداى خويش را باور ندارند در تنهايى عجيبى به سر مىبرند و براى نجات خويش بايد به اين و آن پناه ببرند و پناهگاهى ندارند . . .
بايد دانست كه افراد معتقد به خداوند نيز همه در يك سطح عالى نيستند كه همواره محبت شديد به خداوند سراسر وجودشان را پر كرده باشد و در هيچ حالتى نياز به يك همدم و شريك غم نداشته باشند ، و آنها هم كه در آن سطح بلند هستند نبايد بر خلاف مسير تكوين و آفرينش كليهء وسايل زندگى را دور بريزند . و از هيچ كسى و وسيلهاى استفاده نكنند هر چند فشارى همچون ديگران احساس نمىكنند .
افرادى كه در راه مكتبى جانفشانى مىكنند مسّلما به مشكلات فراوانى برخورد مىكنند عدّهاى معتقدند براى رسيدن به هدف بايد از برنامههاى معمول يك زندگى دست بكشند و حتّى ازدواج نكنند ، از توليد نسل بپرهيزند . . . . برخى گروههاى مبارز و مجاهد اينطور فكر مىكردند .
ولى اين يك نوع « رهبانيّت » است كه در اسلام محكوم شده است ، نبايد براى خدمت به اجتماع ، از اجتماع جلوگيرى نمود و با كنترل مواليد مانع اجتماع بيشتر گرديد . بايد فكرى ديگر كرد كه در عين ترك رهبانيّت و زندگى در درون اجتماع ، فردى هدفى بود . چنان كه امام صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) - و نحن اقرب اليه من حبل الوريد ( 16 ، ق )