بود بهتر آنكه اوّل وارد معركه نگردد و راحت باشد و همچون باقى مردم نبيند و نفهمد و اين نعمت ( نفهمى ) را داشته باشد تا راحت باشد .
بايد نيروى خود را در راه خدمت به اجتماع به كار برد ، براستى كه گاهى زندگى خيلى سختتر از جان دادن است ! بايد اين سختى را تحمّل كرد و اگر يك دهم نيروى خود را هم مىتواند ، به كار برد خون دل بخورد و كار كند ، نه در حال يأس همان يك دهم نيرو را هم بكشد و پايمال سازد ، اين هم در حقيقت نوعى خود باختن و كمبود شخصيّت است .
زجر و ناراحتى كه امام صادق عليه السلام در طول ساليان دراز تحمّل نمود كم نبود ، و اگر يكباره قيام مىكرد و به دست بنى مروان يا بنى عباّس به شهادت مىرسد از نظر شخصى راحت مىشد ، ليكن جامعه گرفتار و مكتب بى سرپرست چه مىشد ؟
در اين فصل منظور اين است كه اسلام پيروان خود را اينطور مىسازد كه نه تسليم دشمن بشوند و نه خود را تسليم مرگ زودرس كنند ، و بى گدار به آب بزنند ، كه آن هم نوعى خود باختن است و نه نيروى خود را بى جا تلف كنند .
« انفقوا فى سبيل اللّه و لا تلقوا بايديكم الى التهلكة در راه خدا ( از جان و مال و هرچه داريد ) انفاق كنيد ( ولى ) با دست خود خويشتن به هلاكت نيفكند » .
از اينجا به خوبى روشن است كه اسلام به نيروى پيروان خود ارزش مىنهد . در اين مكتب اعتيادهاى خطرناك حرام است كه كشور را از نيروى فعاله انسانى تهى مىسازد ، كشور هميشه بايد در حال بسيج در برابر دشمن خود و دشمن همهء مستضعفين باشد .
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٦