و بنا به آنچه گفته شده آيهء مزبور به هيچ وجه ارتباطى به مبارزات دفاعى و يا آزاد ببخش و يا حتّى جهاد ندارد ، آنها بىجا نيست و جان به هدر دادن به شمار نمىرود . پيكارى كه خود خداوند فرمانش را صادر كرده است ، در زبان قرآن جان به هلاكت دادن حساب نمىشود ، آيه مربوط به يكى از آن دو مرحلهء افراط و تفريط است كه بيان كردم .
و بنابراين عنوان كردن حادثهء كربلا و قيام حضرت حسين عليه السلام در اينجا به كلّى بى مورد است
مرحوم طبرسى ( قده ) در زير آيهء مزبور سورهء بقره مىنويسد : « اگر كسى بگويد كه : با وجود اين دستور قرآن ، چرا حسين عليه السلام خود را به كشتن داد ؟ مىگوييم : دو جواب مىتوانيم بگوييم : اوّل آنكه آن حضرت فكر مىكرد كه مردم كوفه هرگز او را به شهادت نمىرسانند زيرا موقعيّت او را نسبت به پيامبر مىدانند . دوّم آنكه فكر كرد كه اگر به كربلا نرود و جنگ نكند نيز به شهادت مىرسد . « 1 » مرحوم شيخ مفيد هم مىفرمايد : آن حضرت نمىدانسته كه شهيد مىشود و گرنه چنين نمىكرد . . . « 2 » نمىخواهم همچون برخى افرادى كه به تعبير امام كاظم عليه السلام آزادند نه بنده ، و در نتيجه در گفتار و كردار هيچ قيدى ندارند . . . فرياد كنم كه : واى شيخ مفيد كافر شد ! شيخ طبرسى كافر شد ! نه ، هرگز چنين جسارتى نمىكنم .
اين يك مسئلهء علمى است ، از اصولى نيست كه با اشتباه در آن ،
هامش
( 1 ) - مجمع البيان تفسير سوره البقره .
( 2 ) - به نقل مرحوم مجلسى در بحار 42 چاپ جديد .