باطل و هرزگى است ولى از اشعار حكيمانه كه روشنگر مردم باشد ترويج مىكند و آن گونه شعرا را تشويق مىنمايد و مىفرمايد : برخى اشعار ، خود ، حكمت است .
تا پيامبر صلى الله عليه و آله زنده بود و روش انقلابيش موج داشت ادبيات به معناى استعمارى ، محكوم بود ، و از هر چيزى كه بوى تخدير مىداد جلوگيرى مىفرمود ، و حتّى هنگام مرگش كه دخترش فاطمه عليهم السلام اشعار ابوطالب را به عنوان مرثيهاى بر پدر و مىخواند و زمزمه مىكرد و اشك چشمش را به صورت پدر مىريخت ، پدر چشم گشوده فرمود : دخترم قرآن بخوان ، اين آيهء قرآن : « و ما محمّد الّا رسول قد خلت من قبله الرسّل افان مات اوقتل انقلبتم على اعقابكم » « 1 » شعر ابوطالب هم بد نبود ، مدح پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، ليكن در آن زمان و آن شرايط كه مردم نياز به تحرّك داشتند نه گريهء فراق و يأسآور ، بنفع تحرك و جهاد نبود يك شعرش اين بود :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل « 2 »
معناى عمل پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه اين شعر و همهء قصيدهاش كه زمانى خوب بود اينك آيه قرآن بهتر است ، آن وقت ترويج بود و تحريك و اكنون ممكن است استفادهء يأس شود ، مفاد شعر عزادارى و غم فراق است ، و مفاد آيه قرآن اميد است و ايجاد قدرت .
آن زمان كه ابوطالب اين قصيده را گفت مردم را دعوت به پيروى از
هامش
( 1 ) - آل عمران 144 . محمد صلى الله عليه و آله فقط پيامبرى است كه پيش از او هم پيامبرانى بودهاند اگر بميرد يا كشته شود شما به ارتجاع باز مىگرديد ؟ .
( 2 ) - « چه روسپيدى كه ابر به ابرويش باران مىداد ، پناه يتيمان و نگهبان بىسرپرستان » از قصيدهء ابوطالب در مدح پيامبر صلى الله عليه و آله .