فقهى ، بر خلاف و بدون مجوز شرعى بود هيچ گونه دفاعى نكردند مسلماً در برابر محكمه عدل الهى مسئول خواهند بود . وهواحكم الحاكمين .
مىدانم عذر آنها اين بود كه اگر دفاع مىكرديم ما را هم متهم مىكردند .
و به فرض اين سخن را قبول كنيم و يا عذر صحيح بدانيم ، اين را هم مىدانيم كه لا اقل مىتوانستند بگويند مجازات اين اعتقاد علمى « هر چند اشتباه و غلط » اين نيست .
« بل الانسان على نفسه بصيرة ولوالقى معاذيره والله من ورائهم محيط . »
على عليه السلام مىفرمايد ملامت بيش از حد آتش لجاج را شعله ور مىسازد .
گاهى مىگويند آخر دين از طرف دوست در خطر بود اينجا شدت عمل بيشترى بايد به خرج داد و مىدانيد كه اين كاملًا نقطه مقابل فرموده قرآن است كه : « اشداء على الكفار رحماء بينهم » « 1 »
سختگيران بر كفار و مهربانان ميان خودشان . . . .
و اگر حرف ضد دين هم بود راه جلوگيريش اين نبود .
به قول يكى از اساتيد بزرگ ما « 2 » ( كه سرو صداى زياد در اين مسئله را بدتر مىدانست ) عقايد شيخ احمد احسائى را ابن ابى جمهور نيز دركتاب المجلى « 3 » داشته است ولى چون در زمان او جنجال نشد به صورت اعتقاد تازه و فرقه مشخصى پديد نيامد ولى در زمان شيخ احمد در اثر همين سرو صداها كه خواه ناخواه عدهاى
هامش
( 1 ) - / سورهء فتح .
( 2 ) - / استاد علامه آقاى طباطبائى .
( 3 ) - / البته مىفرمودند : خودم كتاب مجلى را نديدهام و تنها شنيدهام .