مسائل شرعى خود را بايد از آنها بگيرد و حداقل آنها را از امثال ابو حنيفه و مالك و . . . اعلم بداند ولى در عين حال سنى باشد .
از اين جهت كه رياست و سرپرستى كلى و اداره امور اجتماع را مربوط به اهل بيت ندانسته به دست خود مردم و دنيا داران سپرده است .
همچون بسيارى از دانشمندان عامه كه براى حل مسائل شرعى به حضور اهل بيت مىآمدند و حقيقتاً هم اعلميت اهل بيت را قبول داشتند چون « نوقلى » و « سكونى » و ديگران از قضات و دانشمندان عامه كه در كتابهاى رجالى ذكر شدهاند ، و همچون خود عمرو ابى بكر كه اظهار علاقه به اهل بيت مىكردند ( البته نه به حقيقت ) و در مسائل شرعى هم على عليه السلام را مقدم مىدانستند و بارها عمر مىگفت خدا كند مسألهاى پيش نيايد كه على عليه السلام آنجا نباشد .
ليكن سرپرستى و رياست و حكومت اهل بيت عليهم السلام را قبول نداشتند و تمام سخن اين جاست . وجه امتياز اساسى شيعه و سنى در همين مسئله اداره اجتماع و رياست مطلقه دين و دنيا و به تعبير امام هشتم عليه السلام « نظام الدين والدنيا » مىباشد .
مخالفت بنى اميه و بنى العباس و بنى مروان هم با اهل بيت بر سرهمين مسئله اساسى است .
6 - احياناً ديده مىشود افرادى كه همچون مرحوم طبرسى صاحب مجمع . البيان ، مسئله علم امام برايشان حل نشده و معتقد هستند كه ائمه همه چيز را نمىدانند متهّم به وهابيگرى و منكر ولايت مىشوند !
سرو صدا مىكنند كه ولايت از دست رفت !
و من نمىدانم اينها معناى ولايت را كجا درس خوانده و يا در
مرزها (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٠٤