تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است و مقامى بس و الا دارد ولى به مقام نيابت نرسيد . مرحوم مفيد شاگرد شيخ صدوق نيز با آن همه علم و تقوا و روح علاقهء به اهل بيت ، كه در او بود ، و امام زمان هنگام مرگش على المعروف اشعارى به عنوان مرثيه برايش خوانده است . . . ، او هم به آن مقام نرسيد . و بعدا نيز در طول تاريخ همين طور . گر چه شرايطى كه براى مرجعيت تقليد بيان مىشود نوعا در هر عصرى تنها بر يك يا افراد نادرى تطبيق مىكند ليكن به طور خصوصى نام برده نشدند و به مقام نيابت خاصه نرسيدند . چرا ؟ نمىدانم ! جهات روحى افراد ؟ مصالح اجتماعى ؟ عدم سازش نظام تكاملى اختيارى انسان با تعيين دائمى بر ؟ ؟ ؟ بالاخره نمىدانم . و اين كه گفته شد گروه اول - پيامبران و ائمه - معصوم هستند . نه فقط روى ادلهء كلامى و اسلامى بلكه تاريخ نيز چنين قضاوت مىكند . تاكنون يكى از اهل بينش و دقت در تحليل تاريخ نتوانسته است خرده‌اى بر روش اين بزرگان بگيرد و گفتار و كردارشان را حمل بر اشتباه نمايد . قضاوت برخى از مسيحيان و اهل تسنن دربارهء روش حضرت امام مجتبى و امام حسين عليه السلام به فرض كه خالى از اغراض باشد ، محكوم تحليل تاريخ مىباشد . نواب خاصه را مىتوان گروه دوم رهبران اسلامى ناميد كه به امامان اصيل اسلامى نزديكتر از ديگر مردم عصرشان بوده‌اند و گروه سوم رهبران اسلامى را نواب عامه امامان اصيل بدانيم ، آن‌ها كسانى هستند كه حقوق اسلامى را كاملا آگاه باشند و داراى چنان ملكات اخلاقى باشند كه خلاف قانون الهى نكنند ، و بديهى است كه بايد