اين خطابه پيامبر نه تنها ميان دشمن تفرقه افكند دوستان را نيز تقويت نموده آرامش داد .
على عليه السلام هم در صفين همين برنامه را اجرا فرمود :
همين كه على عليه السلام در صفين در برابر معاويه قرار گرفت صدايش را بلند نمود كه همهء اصحاب بشنوند آن گاه فرمود به خدا قسم معاويه و يارانش را خواهم كشت » و سپس آهسته فرمود انشاء الله ( اگر خدا بخواهد ) .
عدى بن حاتم نزديك آن سرور بود عرضه داشت : سوگند ياد نموديد و در آخر مقيد نموده به خواست خداوند واگذارديد ، چه منظورى در اين كار بود ؟
امام فرمود : جنگ خدعه و نيرنگ مىخواهد ، مؤمنين هم مرا دروغگو نمىدانند خواستم اصحابم را تحريك نموده قويدل سازم تا سست نشوند و با اميد پيكار كنند ، خوب بفهم كه پس از امروز به كارت مىآيد انشاء الله . و بدان كه آن هنگام كه خداوند موسى را به جانب فرعون فرستاده فرمود : به نزود فرعون برويد و به نرمى سخن بگوييد بلكه بيدار شود و يا بترسد . « 1 » خداوند خود مىدانست كه فرعون متذكر نخواهد شد و ترسى هم ندارد ليكن خواست موسى را اميد بيشترى بدهد تا حريصانه به سوى فرعون برود . « 2 »
اين حديث گرچه با سند معتبرى نقل نشده و به اصطلاح « مرسل » است ليكن با روايات ديگر سازش دارد و با نظام جنگى متناسب مىباشد .
هامش
( 1 ) - « فاتياه فقولا له قولا ليّنا لعلّه يتذكر او يخشى » ، سورهء طه ، آيهء 44
( 2 ) - 7 / 53 جهاد ، وسائل