همانطور كه ملاحظه مىفرماييد كليه اصلاحات امور ملت ، در كادر كار حكومت مالك قرار گرفته است و كاملا پيدا است كه اين كارها نه روى ضرورت زمان و قرار گرفتن آن حضرت در راه حكومت است ، كه اينها برنامههاى حكومت ، از نظر صلاحديد عقل ، فقط باشد نه روش اسلام . بلكه على عليه السلام برنامه حكومت را از ديدگاه اسلام بيان مىكند و مىخواهد نشان دهد كه حكومت اسلام چنين است .
برنامهء امارت و حكومت اسلام را مىگويد و مالك را به عنوان حاكم اسلامى توصيف مىكند .
در خطبه « شقشقيه » كه از نظر سياسى بسيار جالب است امام علت قبول حكومت را پس از دوران ممتد غصب حقش اين مىداند كه اساسا خداوند از علماء عهد و پيمان گرفته است كه ننشينند و ناظر گرسنگى مظلومان و شكم پرورى ستمگران باشند .
نامهها و خطبههاى بسيارى از آن حضرت به يادگار مانده است كه به خوبى نظر اسلام را نشان مىدهد .
به كتاب برارج « نهج البلاغه » كه مرحوم سيد رضى ره اين آثار را جمعآورى فرموده است مراجعه كنيد كه به حق همهء مطالبش در اين عصر فضا ، نيز درخشندگى خاصى دارد .
مسلمانان در جنگهائى كه در ركاب پيامبر و ائمه عليهم السلام داشتند نظم خاصى را رعايت مىكردند كه روحيه دشمن را مرعوب مىنمود . همين كه آنها شعار مىدادند كه « نحن لنا العزى و لا عزى لكم - ما بت عزى داريم و شما مسلمانان نداريد » . فورا دستور مىرسيد بگوئيد « الله مولينا و لا مولى لكم » خداوند ولى ماست و شما ولى و نگهبان نداريد .
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٧