و يا حل اختلاف در معاملاتشان را مىخواهند كه به صحيح حكم نمائى .
« مالك ! ارزش خون مردم را گوشزد كنم مبادا خونى به ناحق بريزى كه چيزى چون خون به ناحق ريخته ، موجب عذاب و كيفر و باعث زوال نعمت و كوتاهى عمر نخواهد بود .
« خداوند در روز رستاخير پيش از هر چيز حساب خونهاى ريخته شده را خواهد نمود . مراقب باش حكومت خود را با ريختن خونهاى محترم تقويت نكنى كه اين خود موجب ضعف و سستى حكومت بلكه زوال آن خواهد گشت .
« به هيچ وجه نزد خداوند و نزد من معذور نيستى كه عمدا كسى را بكشى . در قتل عمد قصاص خواهد بود و اگر به اشتباه كسى را كشتى و يا تازيانه و شمشير و دستت در مجازات راه افراط پيمود و حتى اگر اشتباها و بدون تعمد به ضرب مشتى كسى را از پاى در آوردى مبادا نخوت و كبر حكومت تو مانع اداء خون بهاى مقتول گردد . . .
« مالكا مبادا در برابر كار خوبى كه براى مردم انجام مىدهى منت بگذارى يا زياده به حساب آورى و يا به وعدهاى كه به ملت دادهاى وفا نكنى ! منت نهادن ، هرگونه احسانى را عقيم مىسازد و زياده حساب كردن كار ، نور حقيقت را پايمال مىسازد و خلف وعده موجب خشم خداوند خواهد شد خداوند مىفرمايد : نزد خداوند جرم بزرگى است كه بگوئيد آنچه را عمل نمىكنيد . . . »
اين خلاصهاى از سفارشى است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نموده و از او بر مضامين آن ، عهد و پيمان گرفت و به همان عنوان « عهد نامه » معروف شده است .
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٦