« و قوام اينها همه به بازرگانان و صنعتگران و معاملات و بازارهايشان است .
« دل شكستهگان تهيدست و مستمند هم كه به حق بايد مورد كمك و مدد قرار گيرند تا بتوانند خود را در سطح بالا آورده زندگى مناسبى پيدا كنند . . .
« فرماندهان ارتش را از كسانى انتخاب كن كه بيش از همه براى كارهاى خدائى و پيامبر و امام تو دلسوز باشند . « 1 »
« افسران سپاه بايد به عظمت روح و شجاعت قلب سرآمد همه سپاه بوده نقشههاى جنگ را با قدرت كامل به انجام برسانند .
« افسران بايد فعال و مقتدر بوده خشم را بر بردبارى و متانت بياميزد و چشم سرباز در عين سختگيرى ، مهربان باشد .
« افسر بايد با ناتوانان و بيچارگان فروتن ، و با گردنكشان متكبر و سخت باشد .
« افسرانت را از خانوادههاى نجيب و دودمانهاى با شرافت انتخاب كن ! بكوش كه آلوده نژادان و دامان ناپاكان به رياست سپاهت نرسند .
« افسرانت را دقيقا مورد تفقد قرار ده امورشان را بررسى نما و بر آنها پدر باش و آنچه را كه بدانها وعده مىكنى به هر طورى هست وفا كن .
هامش
( 1 ) - در نسخه « تحف العقول » اينجا آمده است : « و افضلهم حلما و اجمعهم علما و سياسة . . . » : در حلم و علم و سياست از همه برتر باشد » . و اين جمله در نهج البلاغه حذف شده و در هيچ يك از نسخ نهج البلاغه ذكر نشده است . درباره فرمانداران نيز در نهج البلاغه شبيه همين جمله حذف شده و در تحف العقول ذكر شده است . نمىدانم چرا در هيچ يك از نسخ نهج البلاغه كلمهء « سياست » ذكر نشده است . گر چه در موارد ديگر كلمهء « سائس » كه از مشتقات سياست است آمده است ، شايد دست تحريف در كار بوده است