« به او فرمان مىدهد كه پرهيزكارى از خدا و اطاعت خداوندگار را در نظر داشته و در انجام او امر الهى كوتاهى نكند .
« همانطور كه تو در كار پيشوايان پيش از خودت دقت مىكنى مردم نيز رفتار تو را با دقت مىنگرند و آنچه را كه تو درباره پيشينيان مىگوئى درباره تو مىگويند . گواه روشن خوبى افراد لايق ، گفتار بندگان خوب خداوند است . بدان كه بهترين ذخيرهات كارهاى خوب است . بر غضب و شهوت خويش مقتدر باش و از آنچه بر تو حلال نيست سخت بپرهيز . . .
« مالكا نسبت به مردم مهربان باش و دلى سرشار از محبت و لطف نسبت به آنان داشته باش ، مبادا كه چون گرگى خون خوار خونشان را بمكى ! مردم دو دستهاند : يا برادر دينى تواند و يا همنوع و همجنس تو هستند .
« به هر حال آنها هم چون تو بشرند و همچون تو لغزش دارند بايد با ديدهاى به آنها بنگرى كه مىخواهى خداوند به آن ديده تو را بنگرد .
تو بر مردم مصر حكومت مىكنى و اميرالمومنين على بر تو ، و خداوند بر تو و ما فوق على است . خداوند تو را فرمانروا مىكند كه بنگرد چگونه اين وظيفه خطير را به پايان مىرسانى ، مراقب باش با خداوند پيكار نكنى . . .
« خيال نكنى كه به تو حكومت دادهاند تا همه فرمانهايت مطاع باشد و همگى فرمانبردارت ! كه با اين حال و فكر ، آئينه قلب تو زنگ آلوده و تاريك مىشود و روح دينداريت ناتوان شده از خداوند به دور
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٨