تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بعد از مدتى ايشان منزل آقاى بروجردى آمد و اجازهء ملاقات خواست ، آقا اجازهء ملاقات ندادند . آقاى محسنى كه پيش آقاى بروجردى مقرّب بود . گفت من رفتم خدمت آقا گفتم : آقا ! عموزادهء خودتان توفيق تشرف پيدا نكردند ، آقا فرمود : بله آقاى طباطبايى ، قورى ! قورى ! هيبت آقاى بروجردى ما را گرفت نفهميديم يعنى چه ؟ آمدم به آن شخص گفتم . آقا فقط گفتند قورى ! گفت عجب ! الله اكبر ! بعد گفت : رازى بود بين خدا و من ، احدى از اين موضوع خبر نداشت ، نامهء آقا را آوردم منزل ، گذاشتم روى طاقچهء اتاق ، خدمتگذار منزل يك قورى داغ كثيف را روى نامه گذاشت ، نامه كثيف شد ، ديدم به اين صورت ببرم خوب نيست و اگر نامه را به آقا برگردانم ، مىگويد عرضه نداشتى نامهء مرا نگهدارى كنى ، گذاشتم كنار . احدى هم خبر نداشت ! مرحوم حاج شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى - كه قبرش در صحن عتيق مشهد است و روى قبر نوشته اند قبله ارباب معرفت - يكى از مريدهاى آقاى بروجردى بود . « من اخلص قلبه لله اربعين صباحا . . . » اينها مهم است . خود مرحوم نخودكى وصيت كرد كه قبرش را هفت متر گود كنند ، پس از سالها معلوم شد كه هفت متر براى چه بود ، زير صحن را چندين متر گود كردند و قبرهاى ساخته شده به طور متعارف خراب شد . تا جامعه ا زنظر عقل و از نظر دل رشد پيدا نكند ، آدم نخواهد شد و در نتيجه مسلمان كامل هم نخواهد شد . صريح روايت