كه خدا مىخواهد ، قوهء خيال هم آنچه را تصور كند كه خدا مىخواهد . چه كسى مىتواند چنين باشد ؟ معروف است وقتى سيدمرتضى و سيدرضى را آوردند پيش شيخ مفيد تا كه آنها را درس بدهد . بعد از مدتى مرحوم مفيد خواست جايزهاى به آنها بدهد ، هر دو را امتحان كرد ، گفت در اين درسها هر دو ممتازيد ، كدامتان گناه كبيره نكردهايد ؟ هر دو دستشان را جلو آوردند ، اصلا گناه كبيره نكردهاند ، غيبت ، تهمت و ديگر كبائر ، گفت : كدامتان گناه صغيره نكردهايد ؟ هر دو دستشان را جلو آوردند ، بعد گفت كدام يك خيال گناه نكردهايد ؟ اينجا فقط يكى دستش را جلو آورد ، آن يكى گفت من خيال كردم اما عمل نكردم . قوه خيال هم مىشود فقط براى خدا باشد . چطور مىشود كه حتى قوهء خيال هم خيال گناه نكند ، و قوهء واهمه نيز در مسير حق و عدالت برود . اينها اخلاص است . من اخلص قلبه لله ، اين مهم است ، سخنرانى زياد است ، چه اندازه گوينده مىفهمد كه بگويد ؟ تا چه اندازه درست مىگويد ؟ چه اندازه به قصد خدا مىگويد ؟ اينها مهم است در گذشته چه بسا اين تشكيلات روز نبود . ولى گاهى بعضى بزرگان يك كلمه مى گفتند اما بسيار موثر . مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى زاهد در تهران ؛ منزلش روضه بود مىخواست ذكر عزادارى كند . پيرمرد قد خميده و توى خود فرورفته . فقط يك
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢١٤