است : « لا دين لمن لا عقل له » كسى كه عقل ندارد ، دين هم ندارد . كربلا از اينجا شروع شد جوّ احساس كور ، بدون تعقل ، تكفر اسلامى را از بين برده بود ، در كارها عقل نبود دين هم نبود . و لذا كارهايى كردند كه روى تاريخ را سياه كردند .
جابربن عبدالله انصارى آمد سر قبر آقا ابى عبدلله در حالات جابر معمولا مىگويند كه طرح دوستيش با آقا ابى عبدالله به حدى زياد بوده كه اينها را ديگران به عنوان حبيب مىگفتند . دوست ، با تفاوت سنى كه بوده . شاگرد جابر - عطيه - هم كه او را مىآورد نمىتوانست تشخيص بدهد كه قبر امام حسين ( ع ) كدام است . به هر حال پيدا كردند . از روى نوشتهء آقا امام سجاد ( ع ) شايد پيدا كردند . من نمىدانم . امام سجاد ( ع ) روى قبر نوشته بود و شايد آثارش مانده بود . نوشته بود : « هذا قبرالحسين بن على بن ابى طالب الذى قتلوه عطشانا » ، عطيهء دست جابر را گرفت و روى قبر گذاشت . جابر گويا آتش گرفت . فرياد زد قبر حسين است ، همين جا است ،
زهر خاكى كه بوى عشق برخاست * يقين دان تربت ليلى همان جاست
اولين جملهء جابر اين بود : « السلام عليك يا اباعبدالله ، يابن رسول الله حبيبى يا حسين » زيارت عاشورا را جوانان عزيز فراموش نفرمايد . من اين مسأله را در پايان بگويم اين ، اعتقاد شخصى من