بيرون بياورد ، بچه در رحم هست قابله ايجاد نمىكند ، بيرون مىآورد ، مىخواسته بگويد مطالبى كه من مىخواهم تعليم مردم كنم ، در ذهن و فطرت خود مردم هست اما عنايت به آن ندارند ، بايد ما از آنجا بيرون بكشيم . پس اولين خصيصهء انسانى رشد عقلانى است .
نكتهء دوم : قلب و دل ، عقل يك راهى دارد ، دل يك راهى دارد ، دل احساس است ، عقل چراغ است ، انسانيت در اين دو تا خلاصه مىشود . قلب در صورتى قلب انسان ، قلب آدم و قلب بشر است ، كه با عقل همگن و همسو باشد ، اگر احساس و دل با عقل همخوانى نداشته و همگن نباشد ، انسان نيست . قلب انسان ، احساس صرف نيست ، حيوانات نيز دل دارند ، علاقهاى كه بين مادر و فرزند هست ، چه بسا در حيوانات بيش از انسان است . علاقه به آشيانهاش چه بسا بيش از انسان است ، حتى احساس حمايت از مظلوم ، گاهى در حيوان بيشتر ديده شده ، نقل شده يك پلنگ ، انسانى را ديد كه از مقابل ، از راه بسيار باريك ميايد و ناگاه كه پلنگ را ديد به شدت ترسيد پلنگ ، خودش را به لبهء يك پرتگاه بند كرده نگه داشت ، تا اين انسان نترسد و عبور كند . ولى همين انسان وقتى پلنگ را با صورت آويزان ديد ، با بيل آن قدر زير پنجهء اين پلنگ زده كه او را ته دره انداخته و از بين برده
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 203
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٠٣