مىكنند ، دست بر دهان گذاشته و صدا بلند مىكنند ، ديگران هم به دنبال آنها بدون تفكر ، فقط جو احساس ! از آن طرف آقا ابى عبدالله ، آنگاه كه على اصغر شيرخواره را روى دست بلند مىكند ، در حقيقت براى كوبيدن آن جو احساسى ، از احساس ديگرى استفاده مىكند . و آنها مىبينند اين احساس معصوميت ، نزديك است احساس آنها را بكوبد ، لذا متوحش مىشوند ، بلافاصله عمرسعد به حرمله دستور مىدهد كه چرا جواب حسين را نمىدهى ؟ براى اينكه جو احساس خودشان را حفظ كنند ، و مغلوب احساس ابى عبدالله نشوند .
اينها براى اين است كه قوهء تعقل ضعيف شده ، يعنى انسانها خودشان را گم كردهاند هر جامعهاى كه قدرت تعقل خود را از دست بدهد بدبخت است . جمله
« انظروا الى ما قال و لا تنظروا الى من قال »
اين فرمايش براى ترويج عقل است در برابر احساس ، توجه كنيد كه چه مىگويد نه كيست كه مىگويد ! - از نهج البلاغه است - يعنى هر انسانى خودش بايد قدرت تشخيص داشته باشد . ببينيد چه مىگويد نه اين كيست كه مىگويد .
در جنگ صفين كسى آمد خدمت مولا حضرت على ( ع ) - اين در نهج البلاغه است - گفت : يا اميرالمؤمنين براى من هضم
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٩٥