است ، اگر يك حيوانى را ، بعد از اينكه چندين بار به طويلهاى خود رفت و آمد كرد ، جايى رها كنند ، دوباره به همان طويله بر مىگردد ، يعنى تصوير محل استراحت خود را در قوهء خيال و حافظهء خود دارد . حالا اين تصور ، مجرد است يا غير مجرد ، اين همان بحث دامنهدارى است كه در فلسفه مطرح است ، ابن سينا مىگويد : مىدانم كه قوهء خيال مجرد است ، اما چه طور بگويم حيوانات داراى نفس مجردند و بعد از مرگ بقا دارند ، و بدينجهت متحير ميماند . در ميان فلاسفه و محققين بعد از ابن سينا اين مسأله حل شده است كه حيوانات هم نفس مجرد دارند ، روح باقى دارند ، ماندنىاند و به تعبير قرآن كريم معاد دارند ، قيامت دارند ، حشر و نشر دارند ، حساب و كتاب دارند ، در قيامت ، بنا به روايات ، حتى اگر حيوانى نابجا به حيوان ديگر شاخ بزند مورد مؤآخذه واقع خواهدشد ، فهم دارد ، ادراك دارد ، به مقدار فهمش ، در حيوانات هم ظالم و مظلوم داريم . ممكن است انسانى هم به حيوانى ظلم كند و يا حيوانى به انسانى ظلم كند . اينها حساب و كتاب دارند ، روح مجرد دارند ، بقاى بعد از مرگ دارند ، مسألهاى است در فقه ما كه اگر كسى مسافرت مىكند فقط براى شكار آن هم شكار تفريحى ، يعنى نمىخواهد از گوشت حيوان استفاده كند ، شكار را به عنوان تمرين تيراندازى هدف مىگيرد به عنوان
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٩١