تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
همين درد مبتلاى هستند ، انسانيت خود را گم كرده‌اند ، تمام دنيا مىدوند براى اينكه بخورند ، بپوشند ، لذت ببرند ، اين ، گم كردن انسانيت است . درگذشته‌هاى دور و نزديك هم زياد پيش مىآمد كه بشر خودش را گم مىكرد . چه كسى بايد بشر را بيدار كند كه خودش را بشناسد ؟ سخن از شناخت دين نيست ، سخن از شناخت خدا و مكتب و آيين نيست . سخن از شناخت خود بشر براى خود بشر است . اگر انسان خودش را بشناسد ، خدا ، آيين و مكتب را هم مىشناسد ، و لى اگر بشر خودش را گم كرد ، رابطه با مكتب آيين و خدا هم گم شده ، خوديت انسان به چيست ؟

تجرد قوهء خيال

اساس انسان به دو قسمت اصلى بر مىگردد اول ذهن و ادراكات ، دوم دل و احساسات ، اساس انسانيت اين دو چيز است . روح انسان حاكم بر بدن انسانها است ، روح جهات مختلفى دارد و تمام جهات مختلف روح به اين دو جنبهء اساسى بر مىگردد ، عواطف و احساسات ، ذهن و ادراكات ، البته احساس هم يك نوع ادراك است ، ادراك درجات مختلفى دارد ، احساس ، تخيل ، وهم و عقل . بشر با حيوانات در قوهء واهمه شريك است در قوهء خيال شريك است ، در حس ظاهر و برخى از حواس باطن شريك