تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اراده مىكردند كه حق اين دومى است ، ولى مىتوان اين را هم گفت كه بعضى چيزها را نمىخواستند بدانند چون لزومى نداشت . او مىدانست كه بايد شهيد شود و اين شهادت چه تقديرى الهى باشد و يا چون به نفع دين است ، مطلوب است ، هرچه كه باشد او مىدانست شهيد مىشود ، اما اينكه بعد از آن ساعت و يا قبل ، يا در هنگام نماز شهيد مىشود ، شايد نخواهند بدانند ، چون مىگويند هر چه تقدير است همان مىشود ديگر چرا بدانيم كه كى شهيد مى شويم . اين دو دسته روايت كه گفتيم ، يكى اينكه امامان عالم به همه چيز هستند و يكى ديگر اينكه اذا شاءوا علموا كه اين روايت گرچه ضعف سند دارد ليكن به حقيقت امر نزديكتر است و اما واقعاً شايد نخواهند بدانند . در اين صورت بحث ديگرى در اينجا پيش مىآيد . و آن اينكه چرا نخواستند بدانند ؟ علامه طباطبايى مىفرمايد : اهل بيت ( ع ) علم به مسبَّب دارند نه علم به سبب ، يعنى يقين دارندكه مثلًا فلان قتل واقع مىشود اما كى و كجا را نمىدانند و بعضى از بزرگان هم نظرشان اين است كه آنها زمان و كيفيت شهادتشان را نمىدانستند . مثلًا محقق حلى در مقدمهء معتبر مىگويد : تقرير پيامبر و امام حجت است و بعد مىگويد : اگر گويند . پس چه طور بعضى از صحابهء پيغمبر مىگفتند ما با حالت جنابت وارد مسجد مىشويم . و پيامبر اعتراض نمىكرد در جواب