كه فقيرى در مسجد آمد ، تقاضاى كمك نمود و هيچكس به او كمك ننمود و فقير سپس رو به آسمان بلند كرده گفت : خدايا شاهد باش كه در مسجد پيامبر هم از مؤمنان كمك خواستم و كسى كمكم نكرد . آنگاه على ( ع ) كه مشغول نماز بود ، اشاره كرد كه نزديك بيايد و چون نزديك شد انگشتر خود را بيرون آورده به او داد . روشن است كه منظور از ولى در اين آيه همان حاكم و سرپرست مىباشد چون بديهى است كه نمىخواهد بگويد خدا و پيامبر دوست شما هستند ، خطاب به همهء مسلمانان است و مىدانيم كه همهء آنها مورد علاقه پيامبر و خداوند نبودند و در ميان آنها كسانى بودند كه در جريان « عقبه » قصد كشتن پيامبر را داشتند ، در جريان كاغذ و قلم توهين كردند ، فاطمهء زهرا پارهء تن پيامبر ( ص ) را آزردند بلكه او را كشتند و بسيارى اعمال ديگر . و تازه حصر ( انّما ) هم معنى نمىدهد كه فقط شما را دوست دارند ، از طرفى موضع كلام در آيات همجوار همه دربارهء ولايت و زير چتر دشمن يا خداوند رفتن است ، بهانهجويان احياناً مىگويند كه پس چرا جمع آورده ( الذين . . . هم ، راكعون ) . غافل از آنكه خداوند خواسته ملاك حكومت و سرپرستى على ( ع ) را اشاره كند و يكى از فضائل بزرگ على ( ع ) را بگويد كه حاكم كسى است كه در حال عبادت هم غافل از احوال فقرا نيست و نه آنها كه فقط به
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٧