تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
وصل مىكرد و او را مسند مىكرد . ابن جوزى در كتاب « الموضوعات » مىگويد : به خدا قسم روايت نقل كردن از او جايز نيست . اگر واقعا قرآن به اين نحوى كه آقايان قرائت كرده‌اند ، باشد ، ما مىبينيم مهمترين استاد قرائت ، عاصم است ، و حداقل چيزى كه دربارهء او گفته‌اند اين است كه بد حافظه بوده و اعتمادى به حديثش نيست ، و راويانش هم وضع بهتر از او نداشتند . اگر بخواهيم قراءاتمان را از اين طبقه از راوىها بگيريم ، راه به جايى نخواهيم برد . اينها بزرگان قرائت بوده‌اند ، امّا به قرّاى ديگر نيز اجمالا اشاره‌اى مىكنيم . براى تحقيقات بيشتر به « طبقات القرّاء » نوشتهء ابن سعد و كتاب « التهذيب » و « تهذيب التهذيب » و « استيعاب » رجوع كنيد . 4 - ابو عمر و بصرى ابن علاء ، او مدّتى در كوفه و بصره نزد عده‌اى درس خواند و بعد به مكه و مدينه رفت . او استاد زبر دستى بوده است . مردم دمشق تا پانصد سال به قرائت عبد اللّه عامرى خواندند ، و وقتى شاگردهاى با واسطهء ابى عمر و به دمشق رفتند و به مردم قرائت قرآن را تدريس كردند ، مردم همه از قرائت ابو عمرو خوششان آمد و از آن به بعد قرآن را به قرائت ابو عمر و مىخواندند . آيا در قرائت او ، كلمات قرآن كلمات ديگرى بوده است ؟ حروف قرآن حروف ديگرى بوده ، معلوم نيست ، معنا و منظور اين سخنان چيست ؟ اسمعى مىگويد : از ابو عمرو شنيدم كه مىگفت ، من احدى را با سوداتر از خودم نديده‌ام . او در سال 154 هجرى فوت كرد . رجاليها مىگويند : ثقه است ، ولى حافظه نداشت . تهذيب التهذيب درباره‌اش دارد : او به وجوه قراآت ، و به الفاظ عرب و اشعار فصيح آگاهترين مردم بود . ابو عمر و دو شاگرد غير مستقيم داشت كه به واسطهء يحيى بن مبارك يزيدى از او نقل مىكنند . يكى از شاگردانش « دورى » و ديگرى « سوسى » نام دارد .