كرد . شيخ در كتاب نهايه در مبحث جماعت ، در اين كه آيا مىشود حمد و سوره را پشت امام جماعت خواند يا نه ، دو كلام متناقض دارد كه مرحوم محقق در « نكت النهاية » اين تناقض را ذكر كرده است . البته اين اشتباهات شيخ به دليل كثرت كار و مشكلاتى بوده كه شيخ داشته و نمىتوان بر او ايراد گرفت .
فيض كاشانى و وحيد بهبهانى نيز تصريح كردهاند كه قراءآت اين قرّاء را بايد قبول كرد . احتمال دارد كه آنها هم از اجماع شيخ اين نتيجه را گرفته باشند . مانند وقف به حركت و وصل به سكون و مدّ و . . . ولى اين كه كلمهاى به نحو ديگرى در قرآن نوشته شود ؛ مثل كارى كه در قرآن چاپ ليبى كردهاند و به جاى « يخدعون » ، « يخادعون » قرار دادهاند ، اينها احتمالا غلط چاپى است و اگر هم غلط چاپى نباشد و عمدا در قرآن تصرّف كردهاند ، با بودن متخصصان مشكلى ايجاد نمىشود . سؤال اين است كه قرآن را بايد با چه قرائتى خواند ؟
بيشتر علما فتوا دادهاند كه قرائت نماز بايد به قرائت يكى از قرّاى سبعة باشد و دليلشان اين است كه اگر به قرائت يكى از اين هفت نفر باشد ، نمازگزار برئالذمه مىشود ، و بعد گفتهاند كه اتفاق بين مسلمانان است كه به قرائت اين هفت نفر خوانده شود . امّا چگونه مىگويند اتفاق نظر مسلمان است ، در حالى كه بسيارى از مسلمانها گفتهاند : ما عاصم را قبول نداريم چون بد حافظه بوده ، يا فلان قرائت را قبول نداريم ، چون خطا زياد داشته و . . . از آن طرف هم روايت داريم كه قرآن را همان گونه كه هست بخوانيد . مرحوم سيد جواد عاملى ، در مفتاح الكرامة مىفرمايد : عادت ، اقتضا مىكند كه در تفاصيل قرآن ، تواتر باشد » چگونه مىتوانيم اين قراءآت را قبول كنيم با اين كه در روايات دارد : القرآن نزل على حرف واحد على نبىّ واحد . زمخشرى در كشاف مىگويد : كه قرائت صحيحى كه پيامبر خوانده ؛ يكى است و نمازگزار ، برىالذمه نمىشود ، مگر اين كه طبق همان قرائت بخواند و اگر شك دارد بايد تكرار كند تا يقين كند ، مالك و ملك ، صراط و سراط هر دو گونه را
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٤٦