عامى و بىسواد مىدانند » كه معلّم و استادى نداشته است . عدهاى نيز اعجاز قرآن را در « بعد عرفانى » آن خلاصه مىكنند كه در هيچ كتابى به اين صورت وجود نداشته و مطرح نشده است . عدهاى اعجاز قرآن را به اين محدود مىكنند كه ، « مسائلى را در ذات احديّت مطرح كرده » كه هنوز كسى نتوانسته است به معناى دقيق آن دست يازد ؛ مثل « هو الاوّل و الاخر و الظّاهر و الباطن » « 1 » .
اعجاز عددى قرآن
ما اعجاز قرآن را از جنبهء ديگرى مطرح مىكنيم . در قرن اخير دانشمندان قرآن پژوه متوجه اين جنبهء اعجاز قرآن شدهاند و آن ، مسأله « اعجاز عددى قرآن » است ، كه قرآن بر اساس نظم و عدد نازل شده و روى آن كار شده است . مىدانيد كه اصل عالم بر اساس نظم است و نظم ؛ يعنى عدد ، و روى نظم كار كردن ، يعنى بر اساس عدد كار كردن . در اين جا به چند مسئله در اين باره اكتفا مىكنيم :
« بسم اللّه » نوزده حرف است و كلمهء اسم نيز در قرآن 19 بار تكرار شده است . « اللّه » 2698 بار در قرآن آمده است ؛ يعنى ( 19 * 142 ) . « الرحمن » 57 بار در قرآن تكرار شده ؛ يعنى ( 19 * 3 ) . « رحيم » 114 بار در قرآن ذكر شده ؛ يعنى ( 19 * 6 ) .
مىبينيد كه رحيم دو برابر رحمان در قرآن آمده است و اين ، خود داراى نكتهاى است ، چرا كه رحمانيّت ، بر رحيّميت مقدم است . رحمانيّت ، اصل ايجاد است و رحيّميت هدف است علاوه بر اين كه رحيّميت بيشتر به آخرت مربوط است و نتيجهاش بيشتر در آخرت ظهور مىكند ، و دنيا نيز مقدمهء آخرت است ، ولى رحيّميت ، قبل از ايجاد است ؛ يعنى اصل ايجاد است . رحيّميت ، مسأله هدايت را بيان مىدارد و قرآن نيز كتاب هدايت است ، لذا همان طورى كه رحيم 114 بار در قرآن تكرار شده ، تعداد سورهها نيز 114 تاست .
هامش
( 1 ) - حديد / 4 .