با دقت در تاريخ صدر اسلام به خوبى فهميده مىشود كه حكومت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله تحمّل وجود على عليه السلام را نداشت ، على عليه السلام افضل و اعلم و اشجع واسبق در ايمان و ازهد و . . . از همه بود و كنار بودن او از حكومت براى حكومت گران بود . در همهء انقلابها اين چنين است كه اگر حكومت غصب مىشود مظلومترين افرادجامعه لايقترين آنها به حكومت است . اين گونه افراد اگر از حكومت بر كنار باشند سكوتشان ضربهاى بر حكومت است تا چه رسد به اين كه بخواهند عليه حكومت قيام كنند ، اگر داخل دستگاه شوند باز هم حكومت تاب تحمل آنها را ندارد .
زيرا چون مىفهمند و درك صحيح دارند . تسليم بى چون و چراى هيئت حاكمه نخواهند بود .
اين افراد چه كنند ؟ اگر قيام كنند كشتار مىشود ، مردم پايمال مىشوند و خوف هجوم ضد انقلاب به اساس مىباشد و اينها چون براى انقلاب زحمت كشيدهاند حاضر به اين نيستند ، اگر سكوت كنند حكومت به اين قانع نيست ، اگر در دستگاه وارد شوند آنها تحملشان را ندارند و چون اهل تملق نيستند همه جا جايشان نيست ، اگر اهل تملق بودند كه اساسا با نظامهاى قبلى درگير نمىشدند .
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٢