ديالكتيك
نوعاً ديالكتيك را از ريشهى « ديالگو » يونانى ، كه به معناى مباحثه و مناظره است ، گرفتهاند و از اين نظر كه مباحثه منشأ تكامل دانش است ، ديالكتيك را در معناى تحول و تغيير تكاملى به كار مىبرند ؛ بعضى هم از ريشهى « ديا » به معناى گذر و عبور گرفتهاند ، و به هر حال در اين اواخر به روش فكرى خاصى كه ماركسيستها معتقدند ، ديالكتيك گفتهاند ؛ البته خودشان اين اصطلاح را براى مكتب فكريشان انتخاب كردهاند و مىخواهند بگويند فقط اين روش است كه موجب تحول و حركت تكاملى است و اين حركت را از درون اشياء و با عبور و گذار از منطقه جنگ ، و جنگ زده داخلى هر پديده مىدانند ؛ اينها مكتب فكريشان را بر اساس اصولى خاص كه معمولًا چهار اصل مىدانند ، استوار مىكنند ، و منظو از اصول ديالكتيك همان اصول چهارگانه مىباشد . عدهاى هم تصور مىكنند : روش فكرى اسلامى كه از طرف وحى الهى پيشنهاد مىشود نيز طبق همين اصول ديالكتيك مىباشد ؛ يعنى ماركسيستها مطلبى را كه اسلام در قرنها پيش به رمز گفته بوده است اينها به تفصيل كشاندهاند ! به خصوص در مورد يكى از اصول مزبور ( اصل تضاد ) اصرار دارند كه يك