نورانيت ذاتى ، عين نورند و به سبب تعلق به عالم طبيعت ، خواص طبيعت را هم دارند .
از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر تعلق به عالم طبيعت فرمود : « . . . انى لأستغفر اللَّه كل يوم سبعين مرّة » « 1 » .
خداوند از طريق پيامبرو اهل بيت عليهم السلام به عالم طبيعت فيض مىرساند . ما ظرفيت نداريم تا به طور مستقيم ، فيض الهى را دريافت كنيم ، چنان كه يك جويبار گنجايش آب اقيانوس را ندارد . اگر فيض خدا ، بدون واسطه به عالم طبيعت برسد ، عالم ( به خاطر نداشتن ظرفيت مناسب ) فانى مىشود : « جعله دكّا وخرّ موسى صعقا » « 2 » در جريان طلب ديدار الهى ، موساى كليم نياز به حركت عرفانى داشت تا از خود بىخود گردد و از عالم طبيعت فراتر رفته ، نمودى از جلوهى حق را ببيند طلب ديدار موسى با طلب بىخردانى كه خداى جسمانى را مىخواهند ، فرق دارد . او ديدار و لقاء معنوى كه حقيقة اللقاء است مىخواهد وخداوند به او مىفهماندكه آن فنا و صعقه مىخواهد ، از خود بيرون شدن مىخواهد . عالم طبيعت ظرفيت ديدار جلوهى حق را ندارد ، موسى هم درس گرفت و همچون اندكاك كوه از خويش مندك شد و به حالت صعقه و مدهوشى از خويشتن درآمد .
به هر حال خداوند از طريق حركت تدريجى و تكاملى زمينهها را براى انسانهاى مستعد ، آماده مىكند تا به مقام عصمت رسندو سپس مقام ولايت باطنى را كسب نمايند و در جهان تأثير بگذارند .
هامش
( 1 ) - شرح سيد على خان كبير بر سحيفه سجاديه . در كافى شريف روايات متعددى است كه دلالت بر « مأة مرة : صد مرتبه » دارد
( 2 ) - اعراف / 143