تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اگر مقولات ، متباين به تمام الذات نباشند بايد در بعض ذات مشترك باشند يعنى جنسى ما فوق خود داشته باشند كه شامل دو يا چند مقوله بشود و در آن صورت آن جنس ما فوق مقوله مىشود يعنى جنس الاجناس مىگردد ، نه مقوله مفروض . و با اينكه تحقيق فلسفى اين است كه همين ماهيات دهگانه معروف جنس الاجناس هستند . اشكال مزبور اختصاص به موردى كه يك جوهر تصور شود ندارد ، اگر مقوله ديگرى هم غير از جوهر تصور شود همين اشكال وجود دارد ، و همين طور اگر يك كيف غير نفسانى تصور شود . زيرا اجتماع كيف غير نفسانى مثل كيف محسوس ( و يا سائر اقسام كيف ) با علم كه كيف نفسانى نيز مىباشد اجتماع دو نوع متباين از يك جنس مقولى مىباشد . و پيدا است كه اجتماع دو نوع متباين هم مثل اجتماع دو مقوله محال است ، چه دو نوع از كيف ، و چه دو نوع از جوهر مثل انسان و غيره . فلاسفه مىگويند : اشكال دوم - مشكلتر از اشكال نخست است زيرا اجتماع جوهريت و عرضيت چندان اشكالى ندارد . تباين ذاتى ميان مقولات ذاتى است ( جوهر و كم و كيف و . . . ) كه بعدا به تفصيل ذكر خواهد شد . عنوان عرض ، خود يكى از مقولات نيست ، عرض ، عنوانى است انتزاعى ، از 9 مقوله غير از جوهر . عرض يعنى چيزى كه قائم به موضوع باشد ، و اين معنى مىتواند شامل جوهر ، ذهنى ( صورت ذهنى جوهر مثل انسان ) نيز باشد . تعريف جوهر اين است ماهيتى كه وقتى در خارج موجود مىشود قائم به موضوع نيست ، و اما در ذهن ممكن است قائم به موضوع باشد .