ماهيت و وجود و رابطه ، اصلا تحققى ندارد . خلاصه اينكه وجود به عنوان يك مفهوم كلى يا يك مفهوم مقيد ذهنى فقط در ذهن هست ولى در خارج فقط همان ماهيت است و وجود چيزى نيست كه بخواهد براى موضوع ثابت شود .
اشكال اين هم مانند نظريه پيشين است . و بنابراين راه حلهاى مزبور فاسد است و راه چارهاى براى حل قاعدهء فرعيت نيستند . راه حل همان است كه گفتيم : قاعده فرعيت مربوط به ثبوت حكم براى موضوع / ثبوت چيزى براى چيزى است ، و نه ثبوت شىء فقط ، به تعبير ديگر مورد قاعده مزبور « هليّت مركبه » است ، نه هليت بسيطه ، يعنى در حمل اوصاف وجودى يك شىء بر آن شىء است ، نه حمل اصل وجود بر يك شىء .
فصل هفتم : « احكام سلبى وجود »
از جمله احكام سلبى وجود اينكه وجود هيچ غيرى در برابر خود ندارد زيرا انحصار اصالت در حقيقت وجود ، لازمهاش اين است كه جز وجود ، هيچ چيز ديگرى جداى از او در عالم نباشد . اين يك لازمه قطعى ذاتى وجود است .
و از جمله اينكه وجود اساسا هيچگونه دومى را نمىپذيرد يعنى يك است و دو ندارد ، زيرا همانطور كه گفتيم وجود اصالت دارد و حقيقت واحد ذودرجات است ، و گفتيم هيچ غيرى در برابر خود ندارد ، و بنابراين هر گونه اختلاط داخلى و خارجى با هر چيز را نفى