تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

فصل هشتم : « تقسيم علم حصولى به بديهى و نظرى »

علم بديهى علمى است كه تصور و يا تصديق آن نيازى به دقت و نظر نداشته باشد مثل تصور مفهوم شىء و وحدت و مانند آنها ، و تصديق به اينكه يك مجموعه بزرگتر از جزء خويش است . و يا عدد چهار جفت است . ولى نظرى آن است كه تصور و تصديق آن محتاج به نظر و دقت باشد مثل تصور ماهيت انسان و اسب . و يا تصديق به اينكه سه زاويه مثلث برابر با دو قائمه است ، و يا انسان نفس مجرد دارد . علوم نظرى حتما به علوم بديهى بر مىگردند و به وسيله آنها تبيين مىشوند و گرنه كار به لايتناهى مىكشد ، و بالاخره هم مفيد حتى يك علم هم نخواهد بود كه تفصيل اين مطلب در منطق ذكر شده است . بديهيات ، زيادند كه در علم منطق ذكر شده‌اند ، از همه بديهىتر « اوليات » هستند ، يعنى قضايائى كه صرف تصور موضوع و محمول براى تصديق آنها كافى است ، مثل : « يك مجموعه از جزء آن بزرگتر است ، و يا يك شىء از خودش سلب نمىشود . در ميان اوليات از همه روشنتر كه پايهء همهء آنها نيز هست ، قضيهء محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين است كه در حقيقت يك قضيهء منفصلهء حقيقيّه است : « يا ايجاب صادق است و يا سلب » . هيچ قضيه نظرى و يا بديهى از اين منفصله بى نياز نيست ، حتى مثل قضيه : « يك مجموعه از جزء خود بزرگتر است » ، نيز در صورتى مفيد علم است كه نقيضش يعنى « يك مجموعه بزرگتر از جزء خود نيست » ، كاذب باشد . و بنابراين قضيه