اين را حركت قطعى مىگويند .
هر دو معنى در خارج وجود دارد زيرا با همهء خصوصياتى كه برايشان گفتيم انطباق بر خارج دارند .
البته ذهن ما اعتبار سومى هم دارد به اين صورت كه حدود حركت را يكايك گرفته در ذهن به طور متصل واحد مجتمع و قابل انقسام به اجزاء در مىآورد . ليكن چنين اعتبارى در خارج تحقق ندارد زيرا مىدانيم كه اجزاء حركت هر چند اتصال دارند ليكن اجتماع خارجى ندارند و گرنه تغير نبوده ثبات خواهد بود .
از اينجا روشن شد كه حركت قطعى - معمولا حركت به طور مطلق هم به همان قطعى گفته مىشود - يك نحو وجود سيال و منقسم به اجزاء است كه قوه و فعل در آن ممزوج هستند يعنى هر جزء از اجزاء حركت ، فعليت اجزاء سابق و قوه اجزاء ، لاحق مىباشد و در دو طرف اين اجزاء قوه مطلق و فعل مطلق قرار دارد . و آغاز حركت كه هنوز هيچ عملى تحقق نيافته قوه مطلق است و نهايت حركت كه هدف ، تحقق يافته است فعليت مطلق است .
فصل پنجم : « مبدا و نهايت حركت »
قبلا دانستيم كه حركت بالذات منقسم مىشود . توجه داشته باشيم كه اين انقسام مرز و حدى ندارد . همانطور كه در كم متصل قار مثل خط و سطح و جسم تعليمى ، تقسيم غير محدود بود . كم متصل به طورى كه سابقا فهميديم قابل تقسيم است ، خط و سطح را مىتوان به