همهء آنها را . علت تام اگر نباشد معلول نيست و اگر باشد معلول هست ، ولى علت ناقص اگر نباشد معلول نيست و اگر باشد ممكن است معلول باشد و ممكن است نباشد ، لزوم ندارد كه حتما باشد .
علت به واحد و كثير هم تقسيم مىشود گاهى فقط يك چيز علت يك معلول است و گاهى چيزهاى ديگر هم ممكن است علت آن باشد كه در اين صورت علت كثير است .
علت به بسيط و مركب هم تقسيم مىشود بسيط آن است كه هيچ جزئى ندارد و مركب بر عكس . بسيط هم يا بسيط خارجى است چون عقل مجرد و عوارض كه وجودات بسيط هستند ، و يا بسيط عقلى است ، يعنى نه خارجاً از ماده و صورتى ، تركيب شده و نه عقلًا جنس و فصلى دارد . بسيطترين بسائط عقلى ، ذات بارى تعالى است كه اساسا ماهيتى ندارد و از وجود و ماهيت تركيب نشده است .
علت به قريب و بعيد هم تقسيم مىشود . قريب آن است كه ميان آن با معلول هيچ واسطهاى نباشد و بعيد بر خلاف آن است . علت با واسطه يا علت علت اين طور است ، فى المثل مانند « جدّ » نسبت به نوهاش .
علت به داخلى و خارجى هم تقسيم مىشود . علت داخلى كه علت قوامى هم ناميده مىشود همان ماده و صورت است كه مقوم معلول هستند . و علت خارجى كه علت وجود هم ناميده مىشود همان علت فاعلى يا غائى است . علت فاعلى را « مابه الوجود / « وسيله وجود » و علت غائى را « مالاجله الوجود / هدف وجود ، نيز مىنامند .
علت به علت حقيقى و معدّ ( زمينه ساز و اعدادگر ) نيز تقسيم مىشود . البته علت ناميدن مقدمات اعدادگر ، با نوعى مجازيت است .
آنها حقيقتا علت نيستند . وسائلى هستند كه ماده را براى افاضهء علت
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٧