فصل اول : « اثبات عليّت و معلوليت در جهان هستى »
پيش از اين گفتيم كه ماهيت بنفسه فقط امكان دارد و نسبت به وجود و عدم على السواء مىباشد ، و رجحان يكى از دو طرف نياز به چيزى خارج از ماهيت دارد . البته همانطور كه قبلا هم تذكر داديم نياز داشتن جنبهء عدم ، نوعى مجاز گوئى است . عدم ، چيزى نيست ك نيازمند علت باشد . فقط وجود ماهيت است كه متوقف بر چيزى خارج از ماهيت است .
توقف وجود ماهيت هم مسلما بر وجود غير است نه عدم غير ، عدم غير كه نمىتواند رفع نياز كند . وجودى كه اجمالا محل توقف وجود ماهيت است علت مىناميم و ماهيت را كه توقف بر وجود مزبور دارد معلول مىگوييم .
حالا ببينيم علت چه مىكند ؟ و چه چيزى را جعل نموده ايجاد مىكند ؟ سه احتمال بيش نيست . 1 - وجود معلول 2 - ماهيت معلول 3 - اتصاف ماهيت به وجود و به عبارت ديگر ربط وجود و ماهيت . مسلم است كه ماهيت معلول نمىتواند مجعول علت باشد زيرا همانطور كه گفتيم ، ماهيت چيزى است اعتبارى و حتما بايد آنچه معلول از علت مىگردد اصالت داشته باشد و گرنه تحقق پيدا نمىكند و فرض اينستكه