نسبت استعداد هم به قوهء جوهرى - يعنى ماده ( پيش از اين گفتيم كه ماده همان قوهء پذيرش صور است هم ) همانند نسبت جسم تعليمى ( امتداد شكل ) كه امتداد در جهات سه گانه است به جسم طبيعى است كه امكان امتداد را تحمل مىكند .
چهارم كيف مخصوص به حسّ ظاهر كه اگر مانند « سرخى شخص شرمسار » و « زردى شخص بيمناك » ، سريع الزوال باشد « انفعال » ناميده مىشود و اگر چون زردى طلا و شيرينى عسل ، ثابت باشد « انفعالى » ناميده مىشود .
البته دانشمندان طبيعى جديد در اينكه كيفيات محسوس به همان طور كه در حس هستند وجود خارجى داشته باشد اشكالاتى دارند كه در كتابهاى طبيعى ذكر شده است .
فصل يازدهم : « مقولات انتسابى »
يعنى مكان و زمان و وضع و ملك و اضافه و فعل و انفعال .
منظور از مقوله مكان ( اين ) هيئتى است كه از انتساب يك شىء به مكان به دست مىآيد . و منظور از مقوله زمان ( متى ) هيئتى است كه از انتساب يك شىء به زمان بدست مىآيد و منظور از اين انتساب زمانى اعم از اين است كه يك شىء در خود و متن زمان باشد مانند حركات و اعمالى كه در زمان انجام مىشوند ، و يا در طرف زمان يعنى لحظه باشد مثل همهء موجودات لحظهاى و آنى الوجود چون وصلها و فصلها و لحظه وقوع تماسها ، و اعم از اينكه به طور انطباق بر زمان باشد چون