شدن برسد .
و فى المثل اگر دانشمند اسلامى را وادار كنند كه در ميان اجتماع از اسلام تبرّى جسته موارد نقصى از اسلام گرفته برگشت و ارتداد خود را اعلام دارد و يا دانشمند شيعه را ( كه به قول عبد الرّحمن بدوى مصرى و با تحقيق و ايمان خودمان ، واقعيت و روح اسلام است ) مجبور كنند كه حقّ را به جانب روش اهل تسنّن بدهد كه مردم هم سست شوند نبايد تن به اين كار دهد هرچند كشته شود ، مگر اينكه ببيند كه به زودى قابل جبران است و مىتواند بعدا بفهماند كه روى فشار بوده است .
و به همين جهت ، توجيه « عبد البها » از توبهنامهء « سيّد باب » كه خودش اعتراف به اشتباهش نموده و استغفار كرده ، و كتاب كشف الغطاء ابو الفضل گلپايگانى ( بزرگترين مروّج بهائيت ) هم آن را نقل كرده است ، كه او در مقام تقيّه بوده است ! به هيچ وجه درست نيست .
خود مؤسس مكتب چگونه تقيّه نموده از مكتبش برگردد ؟
بلكه اين نيست جز بىايمانى خودش به مكتبش كه با فشارى برگشت ، و همينطور و توجيه « ناصر خسروى علوى » از كلماتى كه برخى سفرهايش عليه اسلام گفته به اينكه در تقيّه بودم به نظرم مشكل مىرسد .
رشته سخن از دست نرود : افراد مختلفند :
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٨٥