اسلامى در اجتماع ما انجام مىشود . هماكنون افرادى هستند كه روى اعتقاد اسلامى خود نيمههاى شب به در خانهء فقرا به طور ناشناس رفته و رسيدگى مىكنند پرورش صدر اسلام را كه اساسا تصورش براى ما مشكل است .
يكى از اصحاب به حضور آن سرور عرضه مىدارد : چقدر بىسعادتيم ، چندين مرتبه جنگ رفتهام و هنوز به شهادت نرسيده و فيض لقاء خدا را نبردهام دعا كنيد در جنگ شهيد شوم !
يك زن به ميدان احد رفته جنازهء پدر و شوهر و برادر خود را بر شترى بسته و به شهر برمىگردد مردم كه از جنگ اخبار وحشتناكى شنيدهاند از او مىپرسند : چه خبر بود ؟ او مىگويد : خبرى خوش و آن سلامتى پيامبر ( ص ) ! ! « 1 »
س : سيزده سال اوّل اسلام جهاد نبود و هنوز قانون جنگ نيامده بود ولى بردگى بود ، اسلام در آن موقع چه روشى داشت ؟
ج : بردگان آن زمان قاعدتا از جنگهاى قبيلگى و يا روشهاى استعمارى بردهگيرى از سياهان پيدا مىشدند و مسلّما اسلام با آن روشها مخالف بوده و آن جنگها و خونريزيها را هم باطل مىدانسته است ولى چه كند ؟ امكانات براى مبارزه نداشت و خود پيامبر اكرم ( ص ) و
هامش
( 1 ) - اين جزوه حاصل گفتگو در سال 1350 مىباشد ، پس از انقلاب اسلامى در جريان جنگ تحميلى از جوانان رشيد اسلام چيزها ديده شده كه برخى خاطرات صدر اسلام را به فراموشى انداخت ! !