است كه انتظار درك حقيقت دربارهء او نمىرود ولى به هر حال بايد هنگام آزادىاش دشمن هدف و مكتب نباشد تا با امكانات آزادى كامل ، عليه مكتب ، فعاّليت گروهى انجام ندهد .
بردهاى را بخرند و آزاد كنند كه « ناصبى » و دشمن اهل البيت نباشد . « 1 »
درحالىكه آزاد ساختن و لدا الّزنا مانعى ندارد ، چون هدف روح است و حقيقتيابى .
مانعى ندارد كه ولد الزّنا را آزاد كنند . « 2 »
آزاد كردن بردهاى كه مؤمن شده و حقيقت را يافته است مستحب است و آزاد كردن آنكه مخالف حقيقت اسلام - شيعه است ( و هنوز درك نكرده ) كراهت دارد ولى آزاد كردن مستضعف مانعى ندارد . « 3 »
در كفاّرات به هيچ وجه آزاد كردن بردهء كافر ( كه هنوز مكتب را
هامش
- راوى خالى از اشكال نبوده است و اين مىرساند كه درك اصحاب امام ( ع ) همان پرورشى بوده است و « مستضعف » پرورش روحى نيافته و از نظر جسمى هم نمىتواند همچون سائر افراد در گود زندگى فعاليت كند . ليكن امام ( ع ) فهمانده است كه رعايت اين نكته در فرد فرد بردگان لازم نيست زيرا امكان پرورش روحى كه ندارد و نگهدارى دائمى او هم براى صاحبش مشكلاتى دارد ، بنابراين مانعى ندارد او را آزاد كند تا حكومت اسلام از راه ديگر او را تأمين نمايد .
( 1 ) - 17 / 4 ، عتق وسائل .
( 2 ) - 16 / 1 .
( 3 ) - النهايه تأليف شيخ طوسى .