كرد صاحبش بايد بپذيرد و او را آزاد كند . « 1 »
بردهاى كه دقائق آخر زندگانى را طىّ مىكند و در حالى احتضار است نبايد آزاد ساخت . . . « 2 » كه اين آزادى براى آن برده جز حسرت و بى سروسامانى تجهيزات مرگش ، نتيجهاى ندارد .
بردهاى مسلمان كه مال كافرى بود نزد امير المؤمنين على ( ع ) آوردند فرمود : اين برده را به مسلمانان بفروشيد و پولش را به صاحبش بدهيد ، نگذاريد نزد اين كافر بماند . « 3 »
اين اخبار نيز درستى نظريّهام را در اين جهت تصديق مىكند كه يكى از ملاكهاى قانون بردگى پرورش تفكّر اوست تا حقيقت را دريابد ، البته سائر جهات و اصولى كه پيش از اين گفتم نيز مورد توجّه است كه از جمله اينكه خود به خود نبايد آزاد شود كه علت آن را توضيح دادم .
و شايد به همين جهت منظور از دو روايت بالا كه پس از 7 سال آزاد مىشود يك قانون حتمى نيست ، بلكه منظور تأكيد استحباب آزادى پس از 7 سال است ، يعنى بردهاى كه اربابش رعايت دستورات الزامى و اخلاقى اسلام را بكند حتما پس از 7 سال عملا آزاد خواهد شد يعنى ارباب ممتدين اين كار را خواهد كرد ، نه اينكه حتما بايد چنين كند ، زيرا قبلا توضيح داديم كه آزادى بدون رضايت صاحبش به طور
هامش
( 1 ) - 33 / 4 .
( 2 ) - 32 / 1 .
( 3 ) - 73 / 1 .