اين پيشوايان به حدّى مراقب جهات انسانى بودند كه حتّى نام برده به زبان نمىآوردند و همچون پدرى كه فرزند خود را مخاطب سازد به آنها : پسرم ، دخترم مىگفتند !
و من در اين احاديثى كه در اين باب ، زير نگاهم قرار گرفتهاند تا كنون به كلمهء « عبد » - برده - برخورد نكردهام دقّت در قرارداد آزادى ائمّه با بردگان جالب است و نكات پرورش آنها را نشان مىدهد .
باز هم نصوص اسلامى
مستجبّ است مردان در شب و روز عرفه با آزاد نمودن برده و صدقه دادن ، به خداوند تقّرب بجويند . « 1 »
صورت قرارداد امام صادق ( ع ) را در مورد آزادى يك برده خواندم اين طور بود : اين صورت « عتق » جعفر بن محمّد است كه فلان پسرش ! ( غلامه ) « 2 » را در راه خداوند آزاد نمود نه انتظار پاداش از او دارد و نه مىخواهد كه تشكّر كند ، آزاد نمود به اين قرار كه نماز به پا
هامش
( 1 ) - 2 / 1 كتاب العتق وسائل از امام صادق ( ع ) .
( 2 ) - منظورم از غلام اين بوده كه غلام در ريشهء لغت به معناى طفلى است كه به حدّ بلوغ نزديك يا رسيده است و در آن متضّمن معناى بردگى نمىباشد هر چند به برده خيلى زياد اطلاق مىشده است ، همچون لغت « پسر » در فارسى كه هر طفلى هرچند نوكر و خادم شخص باشد گفته مىشود .