بردگى كه حكايت از ريشهء كفر فرد و جنگ با اسلامش و تسليم شدنش مىكند بدنامى است و نبايد به كار برده شود . مگر اينكه به طورى شيوع يابد كه ريشهء آن ديگر مورد توجّه نباشد و معنائى رديف كارگر و گماشته پيدا كند . كه مىتوان ادّعا كرد : همينطور هم بوده است ، و ديگر ريشهء آن مورد توجّه نبوده است و لذا پيامبر ( ص ) كه نامهاى بد را رسما تغيير مىداد و از شهرها و قصبات و افراد ، نامهاى ناپسند را حذف مىفرمود . « 1 » در مورد مفهوم برده اين كار عملى نشد و تنها به همان دستور اخلاقى اكتفا گرديد . البته اگر ريشهء بد آن مورد توجّه باشد به حكم آيهء قرآن نبايد گفته شود پيامبر ( ص ) به حدّى مراقب نوسانهاى روحيّهها بود كه مىفرمود : نزد « عكرمه » نام پدرش ابو جهل را نبريد كه ناراحت نشود .
ابو جهل از مخالفين سرسخت آن حضرت بود و نام سابقش ابو الحكم - پدر علم و سياست - بود پيامبر ( ص ) روى تاكتيك تبليغاتى خود نام او را در ميان ملّت تغيير داده ، ابو جهل نام داد .
قرآن كريم خود كلمهء « برده » را به كار برده است ولى نه به عنوان خطاب به شخصى مخصوص ، بلكه به طور عمومى و آن هم به عنوان مثال و آن هم پيش از تشكيل حكومت در مدينه ، و در حقيقت به زبان محيط كفر سخن گفت : كه « اين خدايان شما همچون بردگان شما
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه .