چيزى بدهد ؟ .
كعبالأحبار گفت نه هيچ لازم نيست هر چند خشتى از طلا و خشتى از نقره بچيند و براى خويش نگهدارد .
ابوذر عصايش را بلند كرده بر سر كعب الأحبار كوبيده گفت يهودى زاده تو چه حقّ نظر در احكام مسلمانان دارى ؟ گفتهء خداوند از تو راستتر است كه مىفرمايد .
. . . و الّذين يكنزون الّذهب و الفّضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشّرهم به عذاب اليم . آيهء - 34 ، توبه .
آنها كه طلا و نقره را گنج مىكنند و در راه خدا انفاق نمىكنند بشارتشان ده به عذابى دردناك . . .
عثمان گفت اباذر تو پير و خرفت شدهاى و عقلت را از دست دادهاى و اگر احترام مصاحبت با پيامبر صلى الله عليه و آله نبود ترا مىكشتم .
ابوذر گفت : عثمان دروغ مىگويى دوستم پيامبر صلى الله عليه و آله مرا خبر داده و فرموده است ! اباذر تو را نمىكشند و تو را نمىتوانند بلغزانند .
از عقلم گفتى ، بدان كه از عقلم اين قدر مانده كه حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء تو و خويشانت به ياد دارم . عثمان گفت چه شنيدهاى ؟ ابوذر گفت : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : وقتى فرزندان و خويشان « ابوالعاص » به سى نفر برسند مال خدا را ميان خود
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٧