تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
چيزى بدهد ؟ . كعب‌الأحبار گفت نه هيچ لازم نيست هر چند خشتى از طلا و خشتى از نقره بچيند و براى خويش نگهدارد . ابوذر عصايش را بلند كرده بر سر كعب الأحبار كوبيده گفت يهودى زاده تو چه حقّ نظر در احكام مسلمانان دارى ؟ گفتهء خداوند از تو راست‌تر است كه مىفرمايد . . . . و الّذين يكنزون الّذهب و الفّضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشّرهم به عذاب اليم . آيهء - 34 ، توبه . آنها كه طلا و نقره را گنج مىكنند و در راه خدا انفاق نمىكنند بشارتشان ده به عذابى دردناك . . . عثمان گفت اباذر تو پير و خرفت شده‌اى و عقلت را از دست داده‌اى و اگر احترام مصاحبت با پيامبر صلى الله عليه و آله نبود ترا مىكشتم . ابوذر گفت : عثمان دروغ مىگويى دوستم پيامبر صلى الله عليه و آله مرا خبر داده و فرموده است ! اباذر تو را نمىكشند و تو را نمىتوانند بلغزانند . از عقلم گفتى ، بدان كه از عقلم اين قدر مانده كه حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء تو و خويشانت به ياد دارم . عثمان گفت چه شنيده‌اى ؟ ابوذر گفت : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : وقتى فرزندان و خويشان « ابوالعاص » به سى نفر برسند مال خدا را ميان خود