مىگردانند و كتاب خداوند را كنار مىگذارند و بندگان خدا را بردهء خويش و فاسقان را اطرافيان خويش مىكنند و افراد صالح را به جنگ خود مىگيرند .
عثمان گفت هيچ يك از شما اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن را از پيامبر شنيدهايد ؟ همه گفتند ، نه ، نشنيدهايم .
عثمان گفت على عليه السلام را بخواهيد بيايد . اميرالمؤمنين عليه السلام آمد ، عثمان به آن حضرت گفت يا ابالحسن ببين ، اين مرد پير دروغگو ! چه مىگويد ، على ( ع ) فرمود : عثمان ساكت باش ! نگو دروغگو ! من خود از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم فرمود : آسمان بر كسى سايه نينداخته و زمين كسى را به پشت خود نگرفته كه راستگوتر از اباذر باشد ، ديگر اصحاب پيامبر كه حاضر بودند همه گفتند : على راست مىگويد ما هم اين را از پيامبر شنيديم .
ابوذر در اين هنگام گريان شد گفت : واى بر شما همهتان به سوى اين پول گردن كشيدهايد و به اميد آن مرا به دروغ نسبت مىدهيد ؟
آنگاه نگاهى كرده گفت بهترين شما كيست ؟ گفتند تو عقيده دارى خودت از ما بهترى ، او گفت : آرى اين جبّهء پيامبر است كه به من بخشيده و تاكنون بر دوش دارم ، شماها تازههايى آوردهايد كه خداوند از شما بازخواست خواهد فرمود و من مسئول نيستم .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٨