تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مىگويد اين آيه دربارهء ابوذر و عثمان نازل شده است ، جريان اين بود كه چون عثمان فرمان تبعيد اباذر رحمة اللّه عليه را به ربذه داد ، ابوذر بر او وارد شده بيمار بود و بر عصايش تكيه زده بود . در برابر عثمان صد هزار درهم از اطراف آورده بودند و اطرافيانش دور او نشسته و چشمها به آن پول دوخته امّيد داشتند كه ميان آنها تقسيم شود . ابوذر به عثمان گفت : اين پول چيست ؟ عثمان گفت صد هزار درهم است كه از بعضى اطراف آروده‌اند مىخواهم صد هزار ديگر نيز به آن اضافه كنم و آنگاه هر چه خواستم انجام دهم . ابوذر گفت : عثمان ! صد هزار درهم بيشتر است يا 4 دينار گفت البته صدر هزار درهم . ابوذر گفت ياددارى شامگاهى بود من و تو بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شديم او را محزون و گرفته ديديم . . . چون صبح شد باز نزدش رفتيم و او را خندان و شادمان يافتيم و چون علّت پرسيديم فرمود : 4 دينار از حقّ مسلمانان نزد من مانده بود كه تقسيم نكرده بودم و ترسيدم مرگ مرا بگيرد و اينها نزد من بماند وامروز تقسيم كردم و راحت شدم . عثمان نگاهى به كعب الأحبار كرده گفت : عقيدهء شما دربارهء كسى كه زكات واجب خويش را پرداخته چيست ؟ آيا لازم است باز هم