تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
سابقه ندارم ، نه در قرآن خداوند ، و نه در سنّت پيامبرش ، يافت نمىشود . من مىبينم حقّى خاموش مىشود و باطلى زنده مىشود و راستى دروغ مىشود و مىبينم از غير صالحين پيروى مىشود و رفتار صالحين كنار زده مىشود . « حبيب بن سلمه فهرى » به معاويه گفت اگر شام را مىخواهى بايد اباذر را بيرون كنى و گرنه شام را به هم مىريزد . . . على عليه السلام هنگام تبعيد اباذر فرمود : « اباذر تو براى خدا منصوب شده‌اى ، به همان خداوند اميدوار ، باش اين گروه از تو بر دنياى خود ترسيدند ، و تو از ايشان بر دين خود ترسيدى ، دنيايشان را كه از تو بر آن مىترسيدند ، برايشان بگذار ، و دينت را كه از آنها بر آن مىترسيدى بردار و فرار كن و چه محتاجند آنها به دين تو ، و چه بى نيازى تو از دنيايشان . به زودى خواهى دانست كه سود كننده كيست و آنگاه ديگران بر او حسد ورزند . بدان كه اگر همهء آسمانها و زمين بر بنده‌اى تنگ شوند و او راه تقوى پيش گيرد ، خداوند راه خلاصى برايش مهيّا مىسازد : مراقب باش ، جز حقيقت با تو انس نگيرد و جز باطل ، تو را